سفارش تبلیغ
صبا ویژن

سخنی از مقام معظم رهبری (حفظه الله)

 

جوان با نماز دلش روشن می شود ، امید پیدا می کند ،شادابی روحی پیدا می کند،بهجت پیدا می کند،این حالات بیشتر مال جوانهاست،بیشتر مال موسم جوانی است.می تواند لذت ببرد. و اگر خدا به من و شما توفیق بدهد ،نمازی بخوانیم که با توجه باشد،خواهیم دید که انسان در هنگام توجه به نماز از نماز سیر نمی شود. انسان وقتی به نماز توجه پیدا کند، آن چنان لذتی پیدا می کند که در هیچ یک از لذائذ مادی این لذت وجود ندارد. این در اثر توجه است.



      

اشک هایت باور نمی شود سرباز!!

سلام ، رسانه های یک سو نگر این روزها تصویری  از گریه یک مادررا منتشر کردند که از منظر نگاهشان تصویری جذاب و دیدنی است ، اما کسی نگفت یا در زیر این عکس ننوشت  گریه کن سرباز! تا ماه ها وسال ها فراق جگرگوشه ات شسته شود و طعم تلخ جدایی فراموش  و حتی شیرین گردد ، ولی کاش این اشک هایت که نبض مادری در آن می طپد وسر چشمه زیباترین ودیعه الهی یعنی مهروعاطفه مادری است در جای دیگر هم جاری می شد و یا حداقل اشک های هم نوعان خود را هم می دیدی . بیا با هم فریاد بزنیم ، بدا به حال آنانکه به نام دفاع از حقوق زن و برابری با مردان لباس نظامی بر تن تو پوشاندند وبه جای فرزندت سلاح در آغوشت نهادند وبه جای لبخندهای مادرانه ات خشم و کینه را درچهره و قلبت نشاندند ، آری قبول داریم که این لحظه و این صحنه دل انگیز است اما نمایه های دیگر را هم ببین

ترا سرزنش نمی کنیم که چنین ابراز عاطفه می کنی بلکه همه نفرین ها بر آنان باد که برای منافع دنیایی خود لطافت روح واحساس را از تو گرفتند وآن را تنها درچارچوب خانواده وسرزمینت محصور کردند. آری ای سرباز میدان نبرد برای لذت های وال استریتی خودت بگو تصویر این  گریه پرشور تو با اشک های دردآلود درتصویرهای دیگر چه تفاوتی دارد ؟! خود قضاوت کن سرباز، چرا فقط  تصویر تو در تعریفی از بازگشت با شکوه ولحظه تاثیرگذار برگزیده می شود؟ چرا؟!

 

کاش کسی از تو بپرسد این کودک را که در دامان پدر  جان می دهد می شناسی؟ 

        این یکی را برای ثبت خاطرات خوبت حتما  به یاد داری ؟  

 

دیگری را چطور؟ هان ای سرباز، پس از آنکه در کنار عزیز دردانه ات آرام گرفتی صفحه رنگین دفترچه خاطرات را ورق بزن، شک ندارم که  در سطوری از آن با افتخار و در توصیف لحظه های فتح قهرمانانه  نوشته ای:" پدرش را به بند کشیدم چشم هایش را بستم تا محرومیت از دیدن چهره کودک مظلوم وبی گناهش بیشتر آزارش دهد "، اینک آن را مرور کن و اگر روزی یا یک وقتی روح مادری ات دوباره شکفت و نگاهت رنگ محبت گرفت ، اگر می شود برگرد بیا حداقل یک جفت دمپایی برایش بیاور ، تا خشونت و بی رحمی تو در لذت آرامش کف پایش و در اقیانوس روح زلال کودکانه اش فراموش شود ، ولی حقیقت این است که تاریخ از نسل واسلاف شما خاطره خوبی ندارد  چرا که هرکس حاضر نشد تسلیم فرمان و امیال شما شود سرنوشتش همین بوده است هرچند بگویید ما بهترین های بشریم و منادی برترین ارزش های انسانی هستیم اما بپذیر که دیگر حتی  اشک هایت  هم باور نمی شود ای سرباز غرب متمدن!! 



      

این وصیت نامه را حتما بخوانید

هید علی منیف اشمر در لبنان به قمر الاستشهادیین معروف شده است
وصیت نامه شهید عملیات استشهادی علی منیف اشمر : 

 

بسم‌الله‌ الرحمن‌ الرحیم‌ 
سلام‌ بر مولا و سرورم‌ سیدالشهدا، امام‌ حسین‌(ع‌) و برادرش‌ اباالفضل‌العباس‌(ع‌). 
سلام‌ بر سید و مولایم‌ حضرت‌ صاحب‌ العصر والزمان‌، امام‌ مهدی‌ منتظر(عج‌). 
سلام‌ بر زنده‌ کننده‌ قیام‌ مسلمانان‌ و بنیانگذارانقلاب‌ اسلامی‌ مبارک ‌ایران‌، امام‌ خمینی‌(ره‌). 
سلام‌ بر رهبر امت‌ اسلامی‌ و ولی‌ امر مسلمین‌ حضرت‌ آیت‌الله‌ سیدعلی‌خامنه‌ای‌(دام‌ ظله‌). 
سلام‌ بر سیدالشهدای‌ مقاومت‌ اسلامی‌ "شهید سیدعباس‌ موسوی‌" وشیخ‌ الشهدایمان‌ "شهید شیخ‌ راغب‌ حرب‌". 
سلام‌ بر رهبر عزیز، حضرت‌ حجت‌‌الاسلام‌ و المسلمین‌ سیدحسن‌ نصرالله‌(دام‌ ظله‌). 
سلام‌ بر مجاهدان‌ مقاوم‌ و قهرمان‌ شجاع‌ِ مقاومت‌ اسلامی‌. رحمت‌ وبرکات‌ خداوند بر آنها. 
مولای‌ من‌، یا اباعبدالله‌(ع‌)! 
با خداوند پیمان‌ بستم‌ و با شما عهد، که‌ در راه‌ خداوند گام‌ بردارم‌، 
درحالی ‌که‌ جانم‌ را به‌ کف‌ دست‌ گرفته‌ و خونم‌ را به‌ خاک‌ جبل‌ عامل‌ آمیخته‌ام‌. همان‌طور که‌ خون‌ شما بر خاک‌ مقدس‌ کربلا ریخته‌ شد؛ 
و امروز به‌ عهدی‌ که‌ بسته ‌بودم‌، وفا می‌کنم‌. 
مولای‌ من‌، یا صاحب‌ الزمان‌(عج‌)! 
چقدر آروز داشتم‌ که‌ شهادتم‌ در مقابل‌ دیدگان‌ و وجود مبارک‌ شما باشد؛ 
ولی‌ طولانی‌ بودن‌ غیبت‌ شما و اشتیاق‌ من‌ به‌ مولا و سرورانم‌ و اجداد پاکت‌، 
موجب‌ شد که‌ نتوانم‌ بیش‌ از این‌ در انتظار بمانم‌. 
از خداوند می‌خواهم‌ که‌ با این‌ شهادت‌، 
اجر شهادت‌ در رکاب‌ شریف‌ شما را به‌ من‌ عطا فرماید. 
برادران‌ عزیزم‌، قهرمانان‌ دلیر مقاومت‌ اسلامی‌! 
"اگر شما از آنان‌ به‌ رنج‌ و زحمت‌ می‌افتید، آنها نیز از دست‌ شما رنج‌ می‌کشند. 
با این‌ تفاوت‌ که‌ شما به‌ لطف‌ خدا امیدوارید و آنها امیدی‌ ندارند." 
سوره‌ نساء ـ 104 
برای‌ شما چند مورد را که‌ در رابطه‌ با خط‌ ما، اصول‌ اساسی‌ به شمار می‌رود، یادآور می‌شوم‌: 
راه‌ جهادگرانه‌ ما، سخت‌ و طولانی‌ و پر از مشقّت‌ و ابتلائات‌ است‌؛ 
لذا برای ‌پیمودن‌ این‌ راه‌، باید تلاش‌ کنید تا روحیه‌های‌ عالی‌ و پاک‌ داشته‌ باشید؛ 
باید سینه‌ها را از هر گونه‌ تیرگی‌ و حجابی‌ که‌ انسان‌ را از خدایش‌ دور می‌سازد، پاک‌ کنید؛ 
همان‌ گونه‌ که‌ قبل‌ از من‌، برادران‌ شهیدم‌ به‌ شما توصیه‌ کرده‌اند، 
به‌ این‌ خط‌ شریف‌ تمسک‌ جویید و این‌ راه‌ را که‌ همان‌ طریق‌ مقاومت‌ است‌، بپیمائید؛ 
چون‌ این‌ راهی‌ است‌ که‌ خداوند فقط‌ ما را بر پیمودنش‌ برگزیده‌ است‌ 
و ما هم‌ نباید این‌ فرصت‌ را از دست‌ بدهیم‌، 
و مهم‌تر از آن‌، این‌که‌ نباید خون‌ شهدا را ضایع‌ کنیم‌ 
و باید امانات‌ آنها را که‌ در نزد ماست‌، به‌ خوبی ‌پاسداری‌ کنیم‌. 
بر دستورهای‌ فرماندهی‌ عزیز و فرماندهان‌ مقاومت‌ اسلامی‌ ملتزم‌ باشید. 
به‌ راهنمائی‌های‌ حضرت‌ رهبر ـ خامنه‌ای‌ جانم‌ به‌ فداییش‌ ـ و دبیر کل‌ حزب‌‌الله ‌لبنان‌ جناب‌ سیدحسن‌ نصرالله‌، ملتزم‌ باشید. 
عکس‌های‌ شهدا را همیشه‌ مقابل‌ چشمانتان‌ قرار دهید 
و برای‌ محقق ‌شدن‌ اهدافی‌ که‌ آنها به‌ خاطرش‌ به‌ شهادت‌ رسیدند، 
سعی‌ و تلاش‌ کنید و درخط‌ آنها باقی‌ بمانید. 
وصایای‌ حضرت‌ امیرالمؤمنین‌ به‌ فرزندانش‌ حسن‌ و حسین‌(علیهم‌السلام‌) را که‌ راه‌ و روش‌ زندگی‌ِ مورد رضای‌ خداوند را به‌ ما نشان‌ می‌دهند، 
و همین‌ طور وصایای‌ امام‌ خمینی‌ (قدس‌ سره‌) و راهنمائی‌های‌ ارزشمند و پر برکت‌ ایشان‌ را بخوانید، یاد بگیرید و به‌ آن‌ عمل‌ کنید. 
قبل‌ از این‌که‌ در جنگ‌ شرکت‌ کنید، 
همان‌ طور که‌ برداشتن‌ اسلحه‌ را ضروری‌ می‌دانید، 
وضو گرفتن‌ را لازم‌ بدانید؛ 
چون‌ دستی‌ که‌ با وضوست‌ و می‌جنگد، 
ممکن‌ نیست‌ شکست‌ بخورد. 
خانواده‌های‌ عزیزی‌ که‌ در نوار مرزی‌ و تحت‌ اشغال‌، همچنان‌ مقاومت‌ می‌کنید! 
کمی‌ بعد از نوشتن‌ این‌ جملات‌ و کلمات‌، ان‌شاءالله‌ پیکرم‌ آتشی‌ خواهد شد که‌ اشغالگران‌ صهیونیسم‌ را که‌ هر روز و هر لحظه‌ در اذیت‌ شما سعی‌ و تلاش‌ می‌کنند، خواهد سوزاند. 
دشمن‌ گمان‌ می‌کند که‌ شما را ذلیل‌ کرده‌، 
لکن‌ هیهات‌. 
و پایان‌ این‌ آزار و اذیت‌ به‌ دست‌ مجاهدان‌ مقاومت‌ اسلامی‌، نزدیک‌ خواهد بود. 
ان‌ شاءالله‌. 
خانواده‌ عزیزم‌! 
بدانید که‌ اشغال‌ و اشغالگران‌ به‌ زودی‌ مضمحل‌ خواهد شد 
و ان‌ شاءالله ‌پیروزی‌ نزدیک‌ و آزادی‌ در راه‌ است‌ و سرنوشت‌ صهیونیست‌ها و مزدوران‌شان‌، کشته‌ شدن‌ و نیستی‌ است‌. 
برادران‌ و خواهران‌ صابرم‌ در بازداشتگاه‌های‌ اشغالگران‌ در نوار مرزی ‌تحت‌ اشغال‌ و در فلسطین‌ اشغالی‌! 
سلام‌ خدا بر شما؛ از خدا می‌خواهم‌ که‌ بر شما منت‌ گذارده‌ و شما را آزاد گرداند 
و من‌ نیز این‌ کار کوچک‌ را که‌ بازگو کننده‌ احساسات‌ من‌ نسبت‌ به‌ شما صابرین‌ است‌، 
به‌ شما هدیه‌ می‌کنم‌ و امیدوارم‌ که‌ این‌ هدیه‌ را از من‌ بپذیرید 
وان‌ شاءالله‌ به‌ زودی‌ برای‌ شما و به‌ خاطر شکنجه‌‌هایی‌ که‌ در طول‌ سال‌ها درشکنجه‌ گاه‌ها و زندان‌ها و بازداشتگاه‌ها متحمل‌ شده‌اید، قیام‌ خواهم‌ کرد. 
قلب‌های‌مان‌ با شماست‌ و شما را فراموش‌ نخواهیم‌ کرد. 
شما وجدان‌ بیداراین‌ امت‌ و مایه‌ کرامت‌ آن‌ هستند. 
سلام‌ بر شهدای‌ انتفاضه‌ اسلامی‌ در فلسطین‌ اشغالی‌. 
سلام‌ بر کودکانی‌ که‌ از وطن‌ دور مانده‌اند. 
سلام‌ بر مجاهدان‌ انتفاضه‌ اسلامی‌. 
سلام‌ بر پدران‌ و مادران‌ شهدا. 
سلام‌ بر اراضی‌ مقدس‌. 
سلام‌ بر قدس‌ شریف‌. 
همانا گروه‌ گروه‌ مسلمانان‌ را می‌بینم‌ که‌ در مسجدالاقصی‌ به‌ امامت‌ حضرت‌ حجت‌ منتظر(عج‌) نماز بپا داشته‌اند. 
برادرانم‌ در انتفاضه‌ اسلامی‌! 
باید این‌ عمل‌ (عملیات‌ شهادت‌ طلبانه‌ خویش‌) را به‌ شما هم‌ هدیه‌ کنم‌ 
وان‌‌شاءالله‌ پیروزی‌ نزدیک‌ است‌ 
و این‌ وعده‌ای‌ است‌ که‌ خداوند به‌ ما داده‌است‌. 
بر شماست‌ که‌ بدانید دشمن‌ صهیونیستی‌ رو به‌ زوال‌ است‌ و زمین ‌مقدس‌ به‌ شما باز خواهد گشت‌ و این‌ وعده‌ الهی‌ است‌. 
"و ما بعد از تورات‌ در زبور داود نوشتیم‌ که‌ البته‌ بندگان‌ نیکوکار من‌ ملک ‌زمین‌ را وارث‌ و متصرف‌ خواهند شد." 
سوره‌ انبیاء ـ 105 
خانواده‌ عزیزم‌! 
از خداوند متعال‌ برای‌ شما صبر و شکیبایی‌ خواستارم‌. 
در شهادت‌ من ‌اندوهیگن‌ نباشید و از هیچ‌کس‌ پذیرای‌ تسلیت‌ نباشید 
و فقط‌ تبریکات‌ افراد را بپذیرید 
و به‌ گونه‌ای‌ برخورد کنید که‌ روز شهادت‌ من‌، روز خوشحالی‌ و سرورم‌ باشد. 
برادران‌ کوچک‌تر و برادرزادگان‌ کوچکم‌ را برای‌ پیمودن‌ راهی‌ که‌ من‌ رفتم‌، 
تعلیم‌ و آموزش‌ دهید و به‌ آنها یاد دهید که‌ من‌ برای‌ چه‌ چیز شهید شدم‌ 
و 
"آخر دعوانا ان‌ الحمدلله‌ رب‌ العالمین‌." 
"و آنان‌ که‌ در راه‌ ما به‌ جان‌ و مال‌ جهد و کوشش‌ کردند، محققاً آنها را به‌ راه‌ هدایت‌ می‌کنیم‌ و همیشه‌ خدا یار نیکوکاران‌ است‌." 
سوره‌ عنکبوت‌ ـ 69 
برادرتان‌ 
علی‌ اشمر

 

 



      

مطالب جالب و آموزنده

 

سه چیز مهم !
سه چیز را با احتیاط بردار : قدم, قلم, قسم
سه چیز را پاک نگهدار: جسم, لباس, خیال
از سه چیز خود را نگهدار: افسوس, فریاد, نفرین کردن
سه چیزرا بکار بگیر : عقل, همت, صبر
اما سه چیز را آلوده نکن : قلب, زبان, چشم
سه چیز را هیچگاه و هیچوقت فراموش نکن: خدا, مرگ, دوست خوب 

مطالب جالب و آموزنده, سخنان بزرگان

وقتی راه رفتن آموختی، دویدن بیاموز
و دویدن که آموختی ، پرواز را
---------------------
راه رفتن بیاموز، زیرا راه هایی که می روی جزیی از تو می شود و سرزمین هایی که می پیمایی بر مساحت تو اضافه می کند
---------------------
دویدن بیاموز ، چون هر چیز را که بخواهی دور است و هر قدر که زودباشی، دیر
---------------------
و پرواز را یاد بگیر نه برای اینکه از زمین جدا باشی، برای آن که به اندازه فاصله زمین تا آسمان گسترده شوی
---------------------
من راه رفتن را از یک سنگ آموختم ، دویدن را از یک کرم خاکی و پرواز را از یک درخت
---------------------
بادها از رفتن به من چیزی نگفتند، زیرا آنقدر در حرکت بودند که رفتن را نمی شناختند
---------------------
پلنگان، دویدن را یادم ندادند زیرا آنقدر دویده بودند که دویدن را از یاد برده بودند
---------------------
پرندگان نیز پرواز را به من نیاموختند، زیرا چنان در پرواز خود غرق بودند که آن را به فراموشی سپرده بودند
---------------------
اما سنگی که درد سکون را کشیده بود، رفتن را می شناخت
کرمی که در اشتیاق دویدن سوخته بود، دویدن را می فهمید
و درختی که پاهایش در گل بود، از پرواز بسیار می دانست
---------------------
آنها از حسرت به درد رسیده بودند و از درد به اشتیاق و از اشتیاق به معرفت
---------------------
و کمال معرفت آن است که
خودت را باور داشته باشی



      

روایت جالبی درباره «الله اکبر»

شخصى نزد امام صادق(ع) گفت: «الله اکبر» امام فرمود: خدا از چه چیز بزرگ‌‌‏تر است؟ عرض کرد: از همه چیز. امام فرمود: با این سخن خدا را محدود کردى!

 

 نماز یکی از مهمترین و اساسی‌ترین دستورالعمل انسان‌سازی و سیر و سلوک معنوی است به طوری که برخی از بزرگان فرموده‌اند اگر نمازِ انسان اصلاح شود، همه امور انسان اصلاح می‌شود. 

 

 

این نماز علاوه بر احکام فقهی و ظاهری، آداب و اسراری دارد که آشنایی با آنها انسان را بیشتر با حقیقت نماز پیوند داده و قلبش را بهتر به سوی نماز سوق می‌دهد.

 

به همین منظور، فارس سلسله مباحث اسرار نماز را که توسط استاد فقید عرفان اسلامی، آیت‌الله محمدمهدی مهندسی(ره) مطرح شده و به وسیله یکی از شاگردانش گرد‌آوری و تنظیم شده، تقدیم خوانندگان گرامی خود می‌کند. در این شماره ادامه مطالب از نظر می‌گذرد.

 

بسم الله الرحمن الرحیم و صلی الله علی محمد و آل محمد

 

اقسام حضور قلب در عبادت

 

یک مطلب، درباره حضور قلب، مراتب حضور قلب است. حضور قلب مراتبی دارد: در یک تقسیم بندی اولیه، حضور قلب، تقسیم می‌شود به حضور قلب در عبادت و حضور قلب در معبود.

 

حضور قلب در عبادت هم باز بر دو قسم است و دو مرتبه پیدا می‌‌کند؛ مرتبه اجمال و مرتبه تفصیل. حضور قلب در معبود هم سه قسم و مرتبه است که توضیحش می‌آید. 

 

توضیح حضور قلب در عبادت به صورت اجمالی

 

توضیح مطلب (توضیح قسمت حضور قلب در عبادت، مرتبه اجمال) اینکه انسان عابد، که حضور قلب در عبادت می‌خواهد پیدا بکند در مرحله اجمال، معنایش این است که اجمالاً بداند و توجه داشته باشد که این عبادتی که من دارم می‌کنم ثناء خدای متعال است، ثنای معبود است.

 

اجمالاً بداند که این ثناگویی به اسمی یا اسمائی از حق متعال است، گرچه تفصیلش را نمی‌داند. گرچه این عبادت به صورت تفصیلی برای او روشن نیست. ولی اجمالاً می‌داند مثل یک کودکی که یک قصیده بلندی را در باب یک شخصیت بزرگ معنوی و علمی، حفظ کرده و دارد می‌خواند. می‌داند اجمالا این قصیده، مدح یک شخصیت است، ولی هیچ متوجه این مدایح نمی‌شود. عمق آنها را نمی‌فهمد، هیچ متوجه مطلب نمی‌شود، ولی اجمالاً این را می‌داند که اگر بهش گفتند که اینی را که داری می‌گویی چی داری می‌گویی، نمی‌تواند تفصیلاً توضیح بدهد اما می‌گوید این مدح گویی و ثنا گویی درباره فلان شخصیت است. این می‌شود حضور قلب در عبادت به نحو اجمال.

 

توضیح حضور قلب در عبادت به صورت تفصیلی

 

و اما (توضیح قسمت حضور قلب در عبادت، مرتبه تفصیل) حضور قلب در عبادت به نحو تفصیل، دو مرتبه پیدا می‌کند؛ یک مرتبه توجه به معانی الفاظ است.

 

یعنی وقتی که دارد نماز می‌‌خواند، بداند چی دارد می‌گوید، «الله اکبر»، «بسم الله الرحمن الرحیم»، «الحمدلله رب العالمین»، «رکوع»، «سجود»، «قیام»، «قعود»، «قنوت» و ...، اینهایی را که دارد می‌گوید یا انجام می‌دهد به معانی الفاظش و اذکارش توجه کند. این مرحله حداقل حضور قلب به صورت تفصیلی است.

 

حداقل مرتبه‌اش این است که توجه به معانی و الفاظ نماز داشته باشیم. خوب این می‌تواند مرتبه‌ای از مراتب حضور قلب در عبادت باشد.

 

البته خود این دانستن، مراتب دارد. مثلا معنای «الله اکبر» را یکی بهتر از دیگری می‌داند و می‌فهمد.

 

در روایت وارد شده کسى نزد حضرت امام صادق علیه‌السلام گفت: «اللّه اکبر»

 

امام فرمود: خدا از چه چیز بزرگ‌‏تر است؟

 

عرض کرد: از همه چیز!

 

امام فرمود: با این سخن خدا را محدود کردى!

 

آن مرد پرسید: پس چه بگویم؟

 

فرمود: بگو: اللَّهُ أَکْبَرُ مِنْ أَنْ یُوصَفَ: «خدا برتر از آن است که به وصف در آید».

 

اى برتر از خیال و قیاس و گمان و وهم / و از آنچه دیده‏ ایم و نوشتیم و خوانده‌‏ایم!

 

مجلس تمام گشت و به آخر رسید عمر! / ما همچنان در اول وصف تو مانده‌‏ایم!

 

جالب این که در حدیث دیگرى که از همان امام علیه‌السلام نقل شده مى‏‌خوانیم: هنگامى که یکى از اصحاب، عرض کرد، منظور، بزرگ‌‏تر بودن خدا از همه چیز است، امام فرمود: «وَ کانَ ثُمَّ شَىْ‏ءٌ فَیَکُونُ أَکْبَرُ مِنْهُ» آیا اصولًا در برابر ذات خدا وجودى هست که او برتر از آن باشد؟

 

آن مرد صحابى از امام مى‌‏پرسد: پس چه بگویم؟ فرمود: بگو: «أَکْبَرُ مِنْ أَنْ یُوصَفَ» برتر و بزرگتر از آن است که به وصف در آید.

 

مرحله بعدی‌ (توضیح قسمت حضور قلب در عبادت، قسم دومِ مرتبه تفصیل) این است که به اسرار عبادت و نماز توجه کند. به آن محتویات و درون دل نماز توجه داشته باشد.

 

البته این مساله و این توجه، مراتب دارد و آن حد بالایش، اختصاص به کمّلین دارد. خب اینها مراتب حضور قلب در عبادت بود. 

 

توضیح حضور قلب در معبود

 

اشاره کردیم و گفتیم که حضور قلب دارای دو مرتبه است: اولش حضور قلب در عبادت است و دیگری حضور قلب در معبود.

 

حضور قلب در معبود سه مرتبه دارد: یکی حضور قلب در تجلیات افعالی، دومی حضور قلب در تجلیات اسمائی و سومی حضور قلب در تجلیات ذاتی.

 

هر کدام از این سه مرتبه (افعالی، اسمائی و ذاتی) از حضور قلب، دارای چهار مرتبه 1. علمی، 2. ایمانی، 3. شهودی و 4.فنایی است.

 

توضیح حضور قلب در معبود در تجلیات افعالی/ مرتبه اول

 

در مرتبه اول از حضور قلب در معبود که حضور قلب در تجلیات افعالی است مرتبه اول آن است که انسان به علم و برهان بداند که همه موجودات، مظهر مشیت حقند. تمام این موجودات، جلوه مشیت حضرت حقند. جلوه‌های رحمت رحمانیه پروردگار هستند.

 

در روایات آمده: «خَلَقَ اللَّهُ الْمَشِیَّةَ بِنَفْسِهَا ثُمَّ خَلَقَ الْأَشْیَاءَ بِالْمَشِیَّةِ» خداوند مشیت را بدون واسطه آفرید سپس همه اشیاء را بواسطه مشیّت آفرید، در حوزه مشیت آفرید.

 

در این مرحله، سالک می‌داند که تمام این موجوداتی که در عوالم وجود دارد نه فقط در عالم ماده، در همه عوالم وجود، اینها چیزی جز مظاهر مشیت حق نیستند.

 

بداند که همه افعالی که در عوالم رخ می‌‌دهد فعل حق تعالی است. این مرحله، علم به توحید افعالی است. مقامی که در آن، هر فعلی را فعل حق می‌داند.

 

توضیح حضور قلب در معبود در تجلیات افعالی/ مرتبه دوم

 

بعد از آن، این حالت علمی را با ریاضات و مجاهداتی که می‌‌کشد به قلب تزریق کند که تبدیل بشود به ایمان.

 

ممکن است کسی در مرحله علمی و برهانی این آگاهی را داشته باشد اما این کافی نیست. این را باید به قلب تزریق بکند تا بشود مرحله ایمانی. یعنی حضور قلب در تجلیات افعالی در مرحله ایمان شده برایش. ایمان داشته باشد به توحید افعالی.

 

توضیح حضور قلب در معبود در تجلیات افعالی/ مرتبه سوم و چهارم

 

بالاتر از این، تبدیل به شهودش کند. یعنی باز با ریاضات، با مجاهدات، این حالت ایمانی را تبدیل به شهودش کند، شهود قلب و شهود دل. علاوه بر ایمان، شهود این حقیقت هم بشود. توحید افعالی را شهود کند. ببیند و شهود کند که هر فعلی، فعل حق متعال است.

 

بالاخره مرحله چهارمش این که تبدیل بشود به فنای افعالی. این مرحله فنا مرحله «لا حول و لا قوة الا بالله»، «لا مؤثر فی الوجود الا الله» است. آیه شریفه می‌فرماید: «ما رمیت اذ رمیت و لکن الله رمی»

 

توضیح حضور قلب در معبود در تجلیات اسمائی

 

بعد از این مرحله فنای افعالی، اگر استعدادی داشته باشد، راه پیدا می‌کند به مرتبه دوم حضور قلب در معبود که حضور قلب در تجلیات اسمائی است. در این مرحله هم باز همان چهار مرتبه علمی، ایمانی، شهودی و فنایی هست.

 

علم پیدا می‌کند که همه صفات، صفات حق متعال است و به تعبیری عالم را پر از اسماء الله می‌داند (می‌داند توحید صفاتی یعنی چه) سپس مرحله بعدی، ایمان به توحید صفاتی است، سپس شهود آن حقیقت و در مرحله چهارم، فنای در صفات رخ می‌دهد، فنای در اسماء، برایش حاصل می‌شود.

 

این فنا رخ نمی‌دهد جز با فانی شدن صفات عارف در صفات حق که تنها با تجلی صفاتی ممکن است. 

 

خیلی‌ها همین جا متوقف می‌شوند و سلوکشان تا همین جا می‌شود.

 

توضیح حضور قلب در معبود در تجلیات ذاتی

 

اما اگر استعداد ذاتی سالک، که بوسیله فیض اقدس عنایت شده به اعیان ثابته آنها بیشتر از این باشد اینها وارد می‌شوند در تجلیات ذاتی. یعنی حضور در مرتبه سوم از حضور قلب در معبود که عبارت از حضور در تجلیات ذاتی بود.

 

آنجا هم مراحل چهارگانه علمی، ایمانی، شهودی و فنایی وجود دارد و مرحله چهارمش فنای ذاتی است. از این قسم به توحید ذاتی هم تعبیر می‌‌شود.

 

می‌داند توحید ذاتی یعنی چه، سپس ایمان پیدا می‌کند، سپس شهود می‌کند و سپس فنای ذاتی برایش حاصل می‌شود.

 

اگر بعد از این باز ظرفیت برتری داشتند، آن گاه مقام نبوت را پیدا می‌کنند که دست به ارشاد خلق می‌زنند و اگر عین ثابت، تابع اسم اعظم بود آن گاه نبوت، ختم می‌شود، چنانکه در رسول گرامی حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله و سلم، نبوت به وجود مبارکش ختم شد چرا که عین ثابت رسول اکرم(ص) مظهر اسم اعظم است بنابراین دیگر نبوت به تمامش و کمالش ختم خواهد شد.

 

این خلاصه‌ای از مراتب حضور قلب بود. اما چه موانعی سر راه حضور قلب وجود دارد، کیفیت تحصیل حضور قلب کدام است؟ راه تحصیل حضور قلب کدام است؟ مباحثی است که ان شاء الله در ادامه به عرض شما عزیزان خواهد رسید.



      

از جمله ویژگی های یک دختر


دین اسلام توجه ویژه‌ای به دختران دارد و به پدران و مادران همواره توصیه کرده است که در احترام‌گذاری به دختران در مقایسه با پسران تقدم به خرج دهند.


دختر

گفته می‌شود دختر، رحمت است و پسر، نعمت. به رحمت ... و از نعمت سوال می‌کنند که از آن‌ چگونه استفاده کردی؟

اما اینکه میگویند: «دختر رحمت است و پسر نعمت» به استناد آیه 64 سوره بقره که میفرماید: «فَلَوْلا فَضْلُ اللَّهِ عَلَیکُمْ وَ رَحْمَتُهُ لَکُنْتُمْ مِنَ الْخَاسِرِینَ»: اگر فضل و رحمت الهی نبود یقیناً شما از زیانکاران میبودید، معنی این جمله اینگونه است که پسر نعمتی است که به ما داده می شود و از آن حساب هم می کشند، اما دختر رحمتی است که بر ما ارزانی میشود و صرف داشتن آن حسنة و ثواب است ضمن آنکه میتواند منافع بیشماری برای ما در پی داشته باشد.

دین اسلام توجه ویژه‌ای به دختران دارد و به پدران و مادران همواره توصیه کرده است که در احترام‌گذاری به دختران در مقایسه با پسران تقدم به خرج دهند.

به‌عنوان نمونه سفارش شده تا در خرید و اهدای هدیه یا سوغات، نخست دختر خانواده مخاطب و منتخب والدین قرار گیرد. از این دست سفارشات را بازهم می‌توان در جاجای دستورات دین، سخنان پیامبر اعظم(ص) و امامان(ع) یافت. به‌طور قطع خانواده‌ها با چنین رفتارها و آدابی آشنا هستند و قصد نگارنده هم پرداختن به آن‌ها نیست.

آن‌چه بنا هست در این مقال مورد توجه قرار گیرد، جامعه دختران کشور است. جامعه‌ای که جمعیت آن براساس گزارش مرکز آمار ایران در گروه سنی 24- 15 سال 20.1 درصد و در گروه سنی 29- 15 سال، 31.7 درصد از کل جمعیت کشور را در برمی‌گیرد. جمعیت زنان کشور طبق آخرین سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال 1390 بالغ بر 37 میلیون و 244 هزار نفر است که 49.6 درصد از جمعیت کشور را تشکیل می‌دهد. متوسط سنی افراد این جمعیت 30.03 سال است که نشان از جوانی جمعیت دارد.

این جامعه قرار است در آینده دور و نزدیک، جامعه زنان و در ادامه جامعه مادران ایرانی را به وجود آورد؛ پس اهمیت موضوع از همین ابتدا روشن است. این‌که درباره قشری صحبت می‌کنیم که نسل‌های آینده ایران زمین، زاده و پرورش یافته آن‌‌هاست.

چنین جامعه‌ای باید سالم و شاد رشد کند. دختران ایرانی، که مادران هزاره سوم خواهند بود نباید از آموختن فاصله بگیرند و این آموختن، صرف حضور در دانشگاه و تحصیلات آکادمیک نیست. مادران یکی دو نسل قبل این کشور شاید به دانشگاه نرفته‌اند اما مادری به تمام معنا و مدیری تمام قد هستند. فرزندانی که زیر دست این مادران تربیت شده و به جامعه ورود کرده‌اند ،بهترین شاهد می باشد.

در چرخه آموزش و یادگیری، جنسیت مطرح نیست، مهم بهره‌گیری مناسب و موثر از فرصت‌ها است.

شادبودن، سالم ماندن، ورزش کردن، مطالعه، یادگیری امور خانه و همسرداری، تمرین برای مادری جامع‌الشرایط شدن، گرفتن فرصت از کسانی‌که در پی آسیب زدن به روحیات و روان انسان‌ها هستند، حفظ غرور، دوراندیشی و خودباوری و داشتن اعتماد به‌نفس(حتما آن را تقویت کنید) از مهم‌ترین کارهایی است که هر دختری باید سرلوحه خود قرار دهد

در همه جوامع و از جمله ایران آن‌چه در نگاه عموم، نمود ویژه‌ای دارد رفتار یکایک انسان‌ها در برخوردهای اجتماعی به‌طور خاص و عام است. منظور تمام رفتارها و حرکاتی است که ما انسان‌‌ها در محیط بیرون خانه از خود بروز می‌دهیم و از آن‌جا که این نوع رفتارها در منظر مردم است بالتبع مورد قضاوت و انتقاد قرار می‌گیرد. به‌تعبیری همه رفتارهای یکدیگر را مورد قضاوت قرار می‌دهند چون آن را می‌بینند. اما در این میان رفتارها و حرکات دختران از حساسیت بیشتری برخوردار است. نمی‌توان این واقعیت را انکار کرد که درباره نوع رفتارهای این بخش از جامعه هم مردان و هم همنوعان نسوان نظر می‌دهند. درواقع شاید این شیوه رفتاری را کمتر در میان مردان دید که نسبت به رفتارهای یکدیگر، زمانی را به گفت‌وگو بگذرانند. البته نمی‌گویم که چنین نیست بل در مقایسه به زنان و دختران کمتر است.

پرواضح است که وقتی نوع منش و روش رفتاری دختران در جامعه‌ای مورد توجه بیشتر است، اهمیت نهادن به آن از سوی صاحبان این رفتار نیز باید رعایت شود.

دختران و در مجموع جامعه زنان به وقار و حجب و حیا شناخته شده‌اند و از دیدگاه نگارنده این شاخصه‌ها مشمول مرور زمان نخواهد شد. به‌تعبیری نمی‌توان گفت که چون در هزاره سوم میلادی و یا در قرن 14 شمسی قرار داریم این‌گونه رفتارها، نخ‌نما و رنگ پریده شده است. همان‌گونه که شما نمی‌توانید زلالی و پاکی را از آب بگیرید آن سه ویژگی را هم نباید از نسوان جدا ساخت.

دیگر این‌که شیوه بیان و سخن گفتن دختران باید آن 3 شاخصه بالا را به خوبی نمایندگی کند؛ نمی‌توان در برخوردها و گفت‌وگوها به‌گونه‌ای سخن گفت که زمینه‌ساز افول آن ویژگی‌ها شود و از سوی دیگر انتظار داشت که کوچکترین برخورد بدی از سوی افراد جامعه صورت نگیرد. در وهله اول این انسان‌ها اعم از زن و مرد هستند که موجبات احترام‌خواهی و احترام‌گذاری دیگران را فراهم می‌کنند و در ادامه چنین خواسته‌ای صورت عملی به خود می‌گیرد.
دختر

و در این مسیر حضور موثر در فعالیت‌های اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی هیچ منافاتی با آن‌چه گفته شد، ندارد. اجازه بدهید این نکته را با توضیح بیشتری، شرح کنم. پر واضح است که ورود یک زن به انواع فعالیت‌های جامعه فقط از زمانی نیست که به‌صورت مستقل در تولید یا خدمات مشارکت می‌کند. بلکه هرکس با نوع مصرف و کمک به چرخه اقتصادی خانواده، می‌تواند به پویایی اقتصاد کشور کمک‌کند. حتی نحوه استفاده از امکانات هم می‌تواند سودآوری باشد. چنان‌چه تفکیک جنسیتی روی اشتغال نگذاریم، علاقه، توانایی و ایده‌آل هر شخص و پذیرش هر جامعه می‌تواند راه‌هایی برای شروع یک کسب و کار برای هر مدیری باشد.

به‌طور قطع امری که از نظر شرعی و عرفی محدودیت داشته باشد، ورود آن برای زن مجاز نیست. پس در این دوره زمانی که حضور زنان در جامعه گسترش‌ یافته و باتوجه به این‌که درصد بالایی از فارغ‌التحصیلان کشور را دختران و زنان تشکیل می‌دهند درنتیجه ورود این عزیزان به چرخه کار ضروری است.

شادبودن، سالم ماندن، ورزش کردن، مطالعه، یادگیری امور خانه و همسرداری، تمرین برای مادری جامع‌الشرایط شدن، گرفتن فرصت از کسانی‌که در پی آسیب زدن به روحیات و روان انسان‌ها هستند، حفظ غرور، دوراندیشی و خودباوری و داشتن اعتماد به‌نفس(حتما آن را تقویت کنید) از مهم‌ترین کارهایی است که هر دختری باید سرلوحه خود قرار دهد. اطمینان داشته باشید تمرین کردن برای داشتن یا اجرای هریک از موارد بالا، شما را توانمند می‌سازد و توانا شدن شما یعنی این‌که در برخوردها و انتخاب‌هایتان به رعایت و حفظ احساسات که جزء لاینفک وجود هر خانمی است، بهترین رفتار و برترین تصمیم را خواهید گرفت. اجازه ندهید ناآگاهی شما را به تزلزل و ناپایداری بکشاند.



      

آیا میدانید که چرا حلقه ازدواج باید درانگشت چهارم قرار بگیرد؟

آیا میدانید که چرا حلقه ازدواج باید درانگشت چهارم قرار بگیرد؟

مراحل زیر را به ترتیب انجام دهید . تا معجزه ای شگفت انگیز را متوجه شوید.(این مطلب برگرفته از اساطیر چینی است)

ابتدا کف دو دستتان را روبروی هم قرار دهید و دو انگشت میانی دست های چپ و راستتان را پشت به پشت هم بچسبانید.

چهار انگشت باقی مانده را از نوک آنها به هم متصل کنید

به این ترتیب تمامی پنج انگشت به قرینه شان در دست دیگر متصل هستند

-سعی کنید انگشتان شصت را از هم جدا کنید. انگشت شصت نمایانگر والدین است. انگشت های شصت می توانند از هم جدا شوند زیرا تمام انسان ها روزی می میرند . به این صورت والدین ما روزی ما را ترک خواهند کرد.

لطفا مجددا انگشت های شصت را به هم متصل کنید . سپس سعی کنید انگشت های دوم را از هم جدا نمائید. انگشت دوم (انگشت اشاره ) نمایانگر خواهران و برادران هستند. آنها هم برای خودشان همسر و فرزندانی دارند . این هم دلیلی است که انها ما را ترک کنند.

اکنون انگشت های اشاره را روی هم بگذارید و انگشت های کوچک را از هم جدا کنید. انگشت کوچک نماد فرزندان شما است. دیر یا زود آنها ما را ترک می کنند تا به دنبال زندگی خودشان بروند.

انگشت های کوچک را هم به روی هم بگذارید. سعی کنید انگشت های چهارم (همان ها که در آن حلقه ازدواج را قرار می دهیم) را از هم باز کنید. احتمالا متعجب خواهید شد که می بینید به هیچ عنوان نمی توانید آنها را از هم باز کنید. به این دلیل که آنها نماد زن و شوهری هستند که برای تمام عمر به هم متصل باقی می مانند.

عشق های واقعی همیشه و همه جا به هم متصل باقی می مانند



      

اسحاق شامیر؛ جلاد آهنی رژیم صهیونیستی

وی اولین فردی بود که در رژیم صهیونیستی با تجارت و یا انتقال زمین به فلسطینیان مخالفت می کرد و به دنبال ایده اسرائیل بزرگ بود لکن از سوی دیگر، شامیر اولین مسئول در این رژیم بوده است که بعد از فشارهای سنگین دولت آمریکا در زمان ریاست جمهوری بوش پدر، وارد مذاکره با اعراب در جهت صلح خاورمیانه در کنفرانس بین‌المللی مادرید شد.

اولین کسی که در عرض چهار سال دو بار نخست وزیر شد

اسحاق شامیر، مرد سرسخت یا مرد آهنی که با ترور افسران انگلیسی در زمان قیمومیت انگلیس بر فلسطین و همچنین کشتار مسلمانان فلسطین بعد از اعلام تشکیل کشور اسرائیل وارد زندگی مسلحانه و سیاسی خود شد، اولین کسی است که در طول چهار سال دو بار نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی شد.

اسحاق شامیر

اسحاق شامیر در سال 1915 در لهستان متولد شد و در نوجوانی به جنبش جوانان صهیونیست موسوم به «بیتار» پیوست. در 20 سالگی مدرسه حقوق در ورشو را ترک کرد تا به کشور فلسطین تحت قیمومیت بریتانیا برود و در دانشگاه عبری اورشلیم تحصیل کند[1].

وی اولین فردی بود که در رژیم صهیونیستی با تجارت و یا انتقال زمین به فلسطینیان مخالفت می کرد و به دنبال ایده اسرائیل بزرگ بود لکن از سوی دیگر، شامیر اولین مسئول در این رژیم بوده است که بعد از فشارهای سنگین دولت آمریکا در زمان ریاست جمهوری بوش پدر، وارد مذاکره با اعراب در جهت صلح خاورمیانه در کنفرانس بین‌المللی مادرید شد[2].

شامیر در کنفرانس مادرید در کنار معاون خود نتانیاهو

رسیدن به رهبری گروه نظامی برای کشتار مردم فلسطین

وی در سال‌های نخست اقامت در فلسطین در زمان قیمومیت سلطه بریتانیا، با گروه‌های زیرزمینی یهودی، علیه هدف‌های بریتانیا و اعراب فعالیت می‌کرد.

او به خاطر همکاری با گروه های شبه نظامی همچون "ایرگان" به معنای (سازمان ملی نظامی در سرزمین اسرائیل)، بارها توسط انگلیسی‌ها به زندان افتاد. در 1943 از زندان گریخت و سه سال بعد بار دیگر به بازداشت نیروهای بریتانیایی درآمد و به زندان اریتره فرستاده شد. سپس از آنجا نیز فرار کرد و در فرانسه پناهندگی سیاسی گرفت. سپس به اسرائیل بازگشت و فعالیت های ضد فلسطینی اش را از سرگرفت. او تا زمانی که به دلیل بیماری از صحنه سیاسی کنار رفت در نهادها و پست های مهم سیاسی و امنیتی اسرائیل کار کرد[3]؛ شامیر با عضویت در گروه "لحی" به معنای (جنگجویان برای آزادی اسرائیل)، بعد از مدتی به جایگاه رهبری این گروه انتخاب شد و عملا هیچ محدودیتی در کشتن مردم فلسطین به بهانه آزاد سازی خاک اسرائیل از دست متجاوزین نداشته است[4].

شامیر در کنار نظامیان یهودی

کشتار دیر یاسین و دفاع شامیر از این واقعه

در سپیده دم نهم آوریل 1948 در حالی که ساکنان این روستا درخواب بودند، نیروهای ایرگون به فرماندهی مناخیم بگین (که بعدها به نخست وزیری رسید) از سوی شرق و نیروهای دیگر به فرماندهی اسحاق شامیر از سوی شمال، این روستا را محاصره کردند و تنها راه غربی این روستا باز بود. نیروهای یهودی با رگبار مسلسل‌ها و گلوله‌ها اجاز? فرار از سمت غرب را که تنها راه فرار بود نمی­دادند. نیروهای ایرگون به فرماندهی مناخیم بگین با روش معروف استفاده از دینامیت بر روستا مسلط شدند. آنان تک تک خانه‌ها را منفجر کردند و سپس تمامیِ افراد این روستا را (254نفر) که مقاومت می‌کردند با خونسردی و سنگدلی تمام با گلوله‌های مسلسل کشتند. سپس نیروهای ایرگون به مُثله کردن و قطعه قطعه کردن اجساد کشتگان پرداختند و با هم مسابقه گذاشتند که چه کسی تعداد بیشتری از اجساد مثله را در چاه روستا اندازد.[5]

کشتار دیر یاسین

سپس 25 نفر از مردان را به بند کشیده و سوار بر اتوبوس کردند تا به تقلید از رومیان قدیم به نشانة پیروزی، آنان را در قدس بچرخانند و در پایان آنان را به گلوله بسته و اعدام کردند... و سرانجام مناخیم بگین تلگرافی را برای تبریک به "رعنان" فرماندة محلی ایرگون فرستاد و در آن نوشت: "این پیروزی بزرگ را به شما تبریک می گویم. به نیروهایت بگو آنان تاریخ را در اسرائیل رقم زدند"[6]؛ بعد از این واقعه شامیر با تحسین نیروهای عملیاتی به دنبال طرحی برای خارج کردن ایرگون و لحی از لیست سازمان‌های تروریستی بود.

شامیر - انور سادات - مناخیم بگین

شامیر افسر نازی که بعد از شکست آلمان ظاهرا دشمن هیتلر شد

حضور شامیر در ارتش هیتلر نشانه‌ای آشکار بر حمایت و همکاری سطح بالای جامعه یهودیان و صهیونیست‌ها با نازی‌ها است. اما همین فرد سال‌ها بعد وقتی که در اسرائیل به نخست‌وزیری رسید از دولت آلمان پس از جنگ برای کشتار یهودیان به دست ارتش آلمان غرامت می‌گرفت. درحالی که خود در زمان جنگ در ارتش آلمان خدمت می‌کرد.[7]

شامیر در کنار شیمون پرز

شامیر یکی از مؤسسین موساد

شامیر نه تنها یکی از مؤسین تشکیلات موساد بود بلکه در سال‌های 1955 تا 1965 به عنوان یکی از افسران عالی‌رتبه موساد شناخته می‌شد و عملیات‌های بسیاری در زمان مسئولیت وی در موساد انجام گرفته است که یکی از این عملیات‌ها به نام داموکلس تحت فرماندهی شامیر انجام شده است.[8]

عملیات داموکلس عملیاتی سری - اطلاعاتی بود که دانشمندان و تکنسین‌های آلمانی که سابقاً مشغول کار در برنامه موشکی رایش آلمان بودند و مشغول توسعه موشک برای مصر در یک پایگاه نظامی به نام کارخانه 333 بودند را در اوت 1962 هدف قرار داد.


کناره گیری شامیر از قدرت و فرارسیدن مرگ وی به دلیل آلزایمر


شامیر پس از شکست حزب لیکود در انتخابات کنست در سال 1992، بعنوان یک نماینده ساده به کار خود ادامه داد و سرانجام در سال 1996 به صورت نهایی از فعالیت‌های سیاسی کنار رفت؛ وی شنبه گذشته در سن 96 ساگی به دلیل بیماری آلزایمر مرد.



مراسم مرگ شامیر



      

نامه ای از شهدا!


 
 
 
 
 
 
 
 

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
خواهرم! او از همه هستی اش برای دفاع از دین و آسایش امروز ما
 
گذشت، ما در مقابل از خود گذشتگی او چه پاسخی داریم؟ آیا اینک زمان آن نرسیده است که از خواب غفلت بیدار شویم و به فطرت پاک خویش بازگردیم؟ خواهرم! با چه و با که لج داری؟ تو متعلق به سرزمینی هستی که چند هزار سال است که عفت و پاکی و حجاب پیشه کرده است. چرا دهن کجی می کنی به ارزش هایی که با خون به وجود آمده اند؟
 
 
 
شهدا شرمنده ایم!

 



      

استفتاء مقام معظم رهبری در مورد واتس آپ

 نظر رهبری را در مورد این نرم افزار جویا شویم . در نتیجه از ایشان استفتاء گرفتیم

 

 و پاسخ ایشان به شرح ذیل است :

بسمه تعالی
 
 سلام علیکم و رحمة الله و برکاتهبه‌طور کلی استفاده از شبکه‌هاى اجتماعى و مانند آناگر
 
 مستلزم مفسده (مانند ترویج فسادنشر اکاذیب و مطالب باطل) بوده و یا خوف ارتکاب گناه باشد، 
 
و یا موجب تقویت دشمنان اسلام و مسلمین شود، و یا خلاف قوانین و مقررات نظام جمهوری اسلامی باشد، 
 
جایز نیست.
 
موفق و مؤید باشید 
 
 
شماره پیگیری استفتاء :465185
 
لازم به ذکر است که سایر عزیزان که مرجع تقلیدشان امام خامنه ای مد ظله العالی نیست ، 
 
باید نظر مرجع تقلید خود را جویا شوند



      
<      1   2   3   4   5   >>   >